گفت وگو با حمید رضا آذرنگ بازیگر نمایش افسون معبد سوخته


گفت وگو با حمید رضا آذرنگ بازیگر نمایش افسون معبد سوخته

حمید رضا آذرنگ این روزها بازی اثر گذار و چند وجهی از شخصیت یک کاهنی که در گیر عشق ، نفرت و کینه شده است را در نمایش افسون معبد سوخته ارائه می کند . در سال های اخیر حمید رضا آذرنگ بازیگر ارزنده تئاتری تبدیل به یکی از اثر گذارترین بازیگر سینما ، تئاتر و تلویزیون شده است.

آذرنگ سال قبل در سریال جاده قدیم با لهجه معرکه اش شد نعمت روستایی ساده . چند سال قبل شد سورتچی پیر و فرتوت نمایش خداحافظی نکردی … ، چهار سال قبل هم شد جانباز نمایش خون رقصه و روزی هم بیلی لومان معروف نمایش مرگ دستفروش آرتور میلر با تمام پستی و بلندی این شخصیت دراماتیک و چند لایه . آذرنگ جایزه‌هایی در سایر جشنواره‌های داخلی و خارجی تئاتری سینمایی نیز به دست آورده است. آذرنگ عضو هیئت مدیره انجمن بازیگران خانه تئاتر است و دو جایزه تئاتر فجر برای بازیگری ( در نمایش‌های خون رقصه ۱۳۹۰ و چهار حکایت از چندین حکایت رحمان۱۳۸۳)، سه جایزه از تئاتر فجر برای بهترین نویسندگی (برای نگارش نمایشنامه‌های «خنکای ختم خاطره» ۱۳۸۸، «دو لیتر در دو لیتر صلح» ۱۳۹۰ و «خیال روی خطوط موازی» ۱۳۸۵) و لوح تقدیر را برای نگارش نمایشنامه «ترن» در سال ۱۳۹۱ از همین جشنواره، دریافت کرده است. آذرنگ فیلم ملکه  در نقش سیف الله و مرد بی مسئولیت در فیلم آسمان زرد کم عمق ،ستوان سرخی مجموعه تلویزیونی شاهگوش و لمپن مجموعه عشق آباد ، مرد اهل خانواده فیلم بلوک ۹ خروجی ۲ امینی از سایر کارهای ماندگاری آذرنگ محسوب می شوند . امسال هم جزو پرکارهای سینما و تئاتر است.فیلم های گیتا ، کسوف ، آبجی را آ در حال نمایش و اجرا دارد. با آذرنگ در باره حضورش در نمایش افسون معبد سوخته گفت وگویی انجام داده ایم.

یکی از رازهای موفقیت بازی شما و کلا تیم بازیگری نمایش افسون معبد سوخته حضور پارتنرهای خوب و درجه یکی نظیر پانته آ بهرام و مهدی پاکدل است؟

متاسفانه در جامعه هنری ما به واژه پارتنر اهمیت داده نمی شود.من سالی در جشن خانه تئاتر داور بودم و عنوان کردم که گروه و زوج هنری را برجسته و بزرگ کنید تا به این مقوله اهمیت بیشتری داده شود وآدم ها همدیگر را پیدا کنند.درهمه جای دنیا چنین رویه ای دنبال می شود.ومهدی پاکدل دوست خوبم جان دل است وخانم بهرام هم پراز انرژی وانگیزه است.

 در نمایش اهل قبور هم تجربه خوبی با مهدی پاکدل داشتید؟

درست است،  نمایش بی نظیری ودرجه یکی بود.

شما را دراغلب کارهایتان نقش های رئالیستی بازی کرده اید. اما در نمایش افسون معبد سوخته این فرصت را به دست آوردید که در یک فضای شرقی نقشی خاصی را بازی کنید؟

شخصیتهایی هستند که درنمایش نامه ودرام واثر ویژگی همراه خودشان دارند. این ویژگی می تواند باعث باور وبرجسته شدنشان بشود .وقتی که قرار است یک زندگی عادی روایت بشود وکار موقعیت محورباشد و موقعیتها برجسته شود ایفا کردن نقش درچنین شرایطی کار دشواری است و من باید آدم عادی را بازی کنم که به خودم هم نزدیک نیست وازمن دور هم هست .این نوع ایفای نقش را تئاتر به من آموخته است و همه بضاعت های کاریم ماحصل بازیم درصحنه است.درهر صورت رنگارنگی آدمها در موقعیت های متفاوت از یکدیگر متمایز است .ممکن است یک آدم عادی که در محل زندگیش عادی به نظر می رسد، اما موقعی که در موقعیت زندگی درفضای دیگری قرار می گیرد ممکن است تیپ دیده شود.در نمایش دولیتر در دولیتر صلح که قبلا کارکردم همچنین فضایی مثل نمایش افسون معبد سوخته داشت و بازیگر می بایست خودش را در اختیار گروه قرار می داد و فرصت خودنمایی نداشت .این جورها جاها است که بازیگران می توانند در خدمت  بودن را تجربه کنند. افسون معبد سوخته که ادبیات آراکائیک و کلام کهن خاص خودش را دارد و بازیگر باید ممارست و آمادگی زیادی داشته باشد تا در بازیش این ویژگی جاری بشود و نقش برای من خیلی چالش زا بود.

 ساختار نمایش افسون معبد سوخته به لحاظ کارگردانی وجنس نقش ها چالش بازیگر را دوچندان می کند؟

بله، یک  فضای فرمولر و ریاضی وار در این اجرا وجود دارد که باور کنید که اگر دو دوتای ساده ای را در آن رعایت نکنیم حالمان بد می شود .برای اینکه حالمان بد نشود باید تمرکزمان به صورت مداومی حتی روی نوع قذم زدنمان در صحنه باشد.خوشحالم که کیومرث مردای به من اعتماد کرد وایفای ان نقش را به من سپرد . .

 این مسئله که کاهن بنا به اقتضای رابطه اش با جوان نیلوفری و شمن می بایست شخصیتی بینابین نرینگی و مادگی از خودش ارائه می کرد ، آیا برایتان کار را دشوار نمی کرد؟

واقعا تعادل ایجاد کردن در چنین وضعیت هایی کاری دشواری است وعلاوه بر اینکه  گریم و ماسک خاصی در طول نمایش دارم و رعایت چنین تعادلی میان این دو وضعیت نیاز به تمرکز خاصی است . در اجرای چند شب پیش به علت نوی گریم و ماسک تا میانه اجرا مقداری موی مصنوعی گریم صورتم در دهاانم رفته بود و مدام سلفه می کردم وچون زیر ماسک بود نمی شد کاریش کرد .زیرا باعث قطع اجرا می شد.این سختی ها برای من شیرینی خاصی دارد وهرشب به نوعی تجربه شان می کنم .

بنابراین برای شما بازیگری یک فلسفه و هویت خاصی دارد؟

بله، کارهنری بر جای گذاشتن ردپایی است که از یک هنرمند باقی می ماند و رسالت ما از به دنیا آمدن همین است که در جهان هستی نقطه اثری ازخودمان برجای بگذاریم و عبور کنیم . مولف بودن یکی از رموز ماندگاری یک هنرمند است .معتقدم خاص بودن وشیدایی که باعث خلاقیت وبهتر شدن کیفیت کارهنرمند می شود.بازیگری هستم که در کارم بازیم یک سری ویژگی رابه نقش اضافه می کنم و این ویژگی ها به جنس و شخصیت خودم نزدیک است  به عبارتی تعریفی از وجود من را شامل می شود.نکته مهم تاثیر گذاری آدم برنقشش است.تمام تلاشم بر این مسئله متمرکزاست که نسبت به نقشی که قرار است ایفا کنم منفعل عمل نکنم .اگر من به  شیوه منفعلی به شخصیتی که قرار است ایفایش کنم  نزدیک شوم ، به این شخصیت ظلم کرده ام .

آیا در هر شب اجرا بنا به فضا و جو سالن در بازیتان تغییراتی هم اعمال می کنید؟

شب هایی شده که بنا به استقبال تماشاگران دو اجرایی کار کرده ایم و هربار اجرای دوممان بهتر وخوب تر بوده است. انگار که اگر برای حضوردراین نمایش که من مراسم وآئین می نامش اگرآمادگی نداشته باشیم، یک جایی بازنده می شویم .جایی موفقیم که با انگیزه و نیروی کامل روی صحنه رفته ایم. برای من اجراهای دوم نمایش علی رغم اینکه انرژی زیادی از ما می گیرد حیرت آور بوده است. درصحنه دائما عضلاتمان منقبض است .دائما در صحنه درحال حرکت هایی هستیم که باید کنترل شده و دقیق باشد.

 گفت وگو از احمد محمد اسماعیلی

http://irantheater.ir/fa/64885

مطالب پیشنهادی :

نظرات بسته شده است .