مریم معترف: شیفته شاهنامه هستم


مریم معترف: شیفته شاهنامه هستم

مریم معترف از شخصیت اصلی داستان و نقال خانم نمایشش می‌گوید و اظهار می‌کند که در این نمایش نقش بانوان را پررنگ کرده است.مهسا مقدم: مریم معترف هنرمند پیشکسوت عرصه تئا‌تر این روز‌ها نمایش «ماجرای به شوی رفتن بانو گشسب دختر رستم» را در تماشاخانه سنگلج، خاستگاه تئا‌تر ایرانی، به روی صحنه برده است، معترف تا به حال داستان‌هایی را از شاهنامه به اجرا در آورده و این بار بانو گشسب را به شیوه خودش روایت می‌کند.

کمی درباره جذب شدن خودتان به داستان بانو گشسب و اجرای آن بگویید؟
من شیفته شاهنامه فرودسی هستم، شاهنامه یکی از دغدغه‌ها و دل‌مشغولی‌های من است، با توجه به این که نمایش‌هایی برگرفته از شاهنامه را روی صحنه برده بودم این بار هم به دنبال داستانی از شاهنامه بودم که بتوانم آن را روی صحنه ببرم تا اینکه با نوشته‌ای از اردشیر صالح‌پور  با نام «ماجرای به شوی رفتن بانو گشسب دختر رستم» آشنا شدم. این نمایشنامه با برداشتی طنزآمیز از منظومه «بانو گشسب‌نامه» نوشته شده است. پس از اینکه این نمایشنامه را دراماتورژی کردم با نگاهی به نمایش‌های سنتی ایرانی آن را به اجرا درآوردم. این اثر با یادی از استاد بی‌بدیل نقالی، زنده یاد ولی‌الله مرشد ترابی، در شانزدهمین جشنواره تئا‌تر آیینی – سنتی به اجرا در آمد و پس از پایان جشنواره در نوبت اجرا قرار گرفت.

شما اثر خود را بر اساس منظومه «بانو گشسب‌نامه» اجرا کردید؟
شاعری گمنام منظومه «بانو گشسب‌نامه» را بر اساس اوزان شاهنامه سروده است، این منظومه وصف زیبایی و دلاوری‌های بانو گشسب را می‌کند که در شاهنامه تنها چند بار نام این بانو آورده شده است. روح‌انگیز کراچی، محقق و پژوهشگر برجسته منظومه «بانو گشسب‌نامه»، با بررسی نسخه‌های متعدد، این اثر را تصحیح کرده است که اردشیر صالح‌پور بر اساس این نسخه تصحیح شده، اثر خود را به نگارش درآورد.

زمان اجرای نمایش شما از ابتدا زمستان ۹۳ بود یا تغییر کرد؟
از‌‌ همان ابتدا قرار بود نمایش «ماجرای به شوی رفتن بانو گشسب…» سوم دی در تماشاخانه سنگلج به روی صحنه برود اما هم‌زمان به یک اثر نمایشی دیگر هم نوبت اجرا داده بودند و این دو اثر با یکدیگر تداخل پیدا کردند. با توجه به پر پرسوناژ بودن نمایش ما و تمرینات متعدد گروه و آماده بودن برای اجرا، نمی‌توانستم این تعداد بازیگر را تا به اتمام رسیدن اجرای یک نمایش دیگر منتظر بگذارم بنابراین در‌‌ همان زمان تعیین شده به روی صحنه رفتیم. من به تمامی گروه‌های نمایشی احترام می‌گذارم و همه آن‌ها را دوست دارم، خواستم بگویم این تداخل ارتباطی با گروه نمایشی ما ندارد.

منظومه «بانو گشسب‌نامه» حدود ۲۵ شخصیت دارد اما در نمایش شما اثری از آن‌ها نبود و تعدای از آن‌ها نامشان هم در نمایش گفته نمی‌شد.
اگر می‌خواستم تمامی شخصیت‌های این منظومه را به روی صحنه بیاورم نمایش بسیار طولانی می‌شد بنابراین شخصیت‌های فرعی حذف شدند و نمایش ما به نسبت متنی که صالح‌پور نوشته بود باز هم کوتاه‌تر شد تا برای اجرا مناسب باشد.

نمایش شما را یک نقال خانم نقل و روایت می‌کند؛ اتفاقی که کمتر در نمایش‌های ایرانی رخ می‌دهد. از انتخاب شیرین امامی در نقش نقال بگویید.
یک خانم قهرمان داستان ما است با توجه به این موضوع می‌خواستم نقال نمایش هم یک خانم باشد و نقش بانوان را در نمایش پررنگ کنم. همچنین تصمیم گرفتم فاطمه معتمدآریا به عنوان یک بانوی هنرمند نمایش ما را افتتاح کند. ما در نمایش‌های ایرانی نقال خانم کم داریم. خوشبختانه شیرین امامی هنر نقالی را به خوبی می‌شناسد و در جشنواره آیینی – سنتی، لوح تقدیر برای نقالی در این نمایش گرفت.

شخصیت‌های داستان شما کمی با شخصیت‌های اصلی شاهنامه تفاوت داشتند این تفاوت برای چه بود؟ آیا می‌خواستید طنز نمایش را بالا ببرید؟
ما از اسامی شاهنامه وام گرفتیم اما داستان خود را روایت می‌کنیم و آن را به روز کردیم. ما در نمایش خود شخصیت‌های رستم و گشسب را طوری انتخاب کردیم که نسبت به شخصیت‌های اصلی داستان بی‌ارتباط باشند و در روند نمایش هم به این موضوع اشاره می‌کنیم و اشاره‌هایی به موضوعات روز تئا‌تر از جمله جشنواره و حضور هم‌زمان بازیگران در چند نمایش داریم و آن‌ها را به زبان طنز نقد می‌کنیم. این نمایش به صورت کارگاهی اجرا می‌شود و بازیگران روی صحنه لباس‌های خود را از صندوق برمی‌دارند و می‌پوشند و زمانی که در نقشی دیگر قرار می‌گیرند لباس‌های خود را روی صحنه تعویض می‌کنند.

نمایش‌های ایرانی میراثی است که ما باید از آن محافظت کنیم و هنرمندان جوان هستند که از این میراث باید مراقبت کنند. شما به عنوان هنرمندی که به خوبی با نمایش‌های ایرانی آشنایی دارید حضور هنرمندان جوان را در این عرصه چگونه ارزیابی می‌کنید؟
متاسفانه هنرمندان جوان ما به آثاری که متعلق به فرهنگ کشور خودشان است اهمیتی نمی‌دهند و به آثار ایرانی نگاهی از بالا به پایین دارند و بیشتر به آثار ترجمه شده متمایل هستند، در صورتی که اثری مانند «شاهنامه» فردوسی سرشار از درام و پتانسیل برای تبدیل شدن به یک اثر نمایشی است.

در بسیاری از نمایش‌های ایرانی شاهد هستیم که بدون آشنایی کامل با این ژانر و تحقیق و پژوهش در این زمینه یک نمایش سطحی و بی‌کیفیت به اجرا درمی‌آید. دلیل این سطحی‌نگری‌ها را در چه می‌بینید؟
تحقیق و پژوهش در نمایش‌های ایرانی بسیار کم اتفاق می‌افتد و به طور کلی این گونه نمایشی مورد حمایت قرا نمی‌گیرد. اما نباید به دلیل عدم حمایت از این ژانر نمایشی تحقیق و پژوهش را کنار گذاشت. آثار پژوهشی باید همراه با عشق و علاقه باشد زیرا تنها یک فرد علاقه‌مند می‌تواند بدون توجه به مسائل مالی به پژوهش خود بپردازد. هنرمندان جوان ما نباید به همین سادگی خود را از عرصه تئا‌تر کنار بکشند. آن‌ها باید در ابتدا تحقیق و پژوهشی را آغاز کنند و در قدم بعدی به دنبال بودجه برای ادامه پروژه خود باشند.

تمامی ابزار و وسایلی که در نمایش استفاده می‌شد وسایل بازیافتی بودند. چرا از این ایده استفاده کردید؟
من در نمایش «من، تو، رستم و شاهنامه» نیز از وسایل بازیافتی برای اجرای نمایش استفاده کردم. این نمایش در تالار هنر برای کودکان اجرا شد و استقبال کودکان از این وسایل بازیافتی بسیار خوب بود. بنابراین تصمیم گرفتم در این نمایش هم از این شیوه بهره ببرم و به مخاطبان نشان بدهم که از این وسایل بی‌استفاده هم می‌توان استفاده کرد. کشور ما در تولید زباله مقام اول را دارد. باید هر فردی به سهم خود برای پایین آوردن این آمار تلاش کند. من هم به عنوان یک هنرمند وظیفه خود می‌دانستم که در این زمینه تلاش خود را بکنم.

http://irantheater.ir/fa/conversation.php?id=44121

مطالب پیشنهادی :

نظرات بسته شده است .