به بهانه پنجاهمین سالگرد تاسیس گروه هنری ارحام


به بهانه پنجاهمین سالگرد تاسیس گروه هنری ارحام

بخش دوم

*تشکیل گروه هنری«ارحام‌»در دوره اوج تئاتر مکتب اصفهان

در نبود فعالیت‌های تئاتری در آن زمان،به توصیه و اصرار پیشگامان و هنرمندان قدیمی تئاتر،که شیفته و بی‌قرار صحنه بودند.«ارحام‌صدر» مصمم شد که شخصا گروهی را تشکیل دهد تا ( به قول خودش) چراغ تئاتر اصفهان روشن بماند. وی پس از مشورت با یاران قدیمی و دوستان صمیمی،همچنین بیم و امید فراوان و جلب همکاری هنرمندان پیشکسوت تئاتر که اینک در حسرت صحنه مانده بودند،«گروه هنری ارحام» را تشکیل دادو موجودیت آن را در سال 1343 رسمااعلام کردکه اکنون 50 سال از آن می گذرد.اما با توجه به اینکه سالن تئاتری در اصفهان برای اجرای نمایش باقی نمانده بود،به قول امروزی‌ها به صورت پایلوت،نخستین برنامه‌ی خود را در سالن باشگاه کارگران(واقع در چهارباغ بالا مقابل بیمارستان شریعتی) اجرا کرد.نمایش «دیوانه» که در این سالن به روی صحنه رفت،به شکل اعجاب انگیزی مورد استقبال پرشور مردم هنر پرور اصفهان قرار گرفت . سعید محقق از بازیگران فعال گروه می گوید وقتی من بچه بودم و ایشون سپاهان بودند چون یه نسبت فامیلی هم داشتیم من ازشون می خواستم که یه نقشی بهم بدن، ولی می گفت حالا کوچیکی بذار بزرگ بشی، خلاصه یک شب در تئاتر جوانان ما نمایشی داشتیم و آقای ارحام رو دعوت کردم ، اومدند تئاتر رو دیدند و خوششون اومد و به من گفتند آینده خوبی برات می بینم، 2ماه گذشت و به من زنگ زدن و گفتند با اون بچه هایی که توی خانه جوانان باهات کار می کردند بیاید خونه ما می خواهیم یه گروه درست کنیم، با بچه ها جمع شدیم اونجا مرحوم ممیزان و مرحوم خندان هم بودند، آقای ارحام سخنرانی کرد و گفت من میخوام یه گروهی از جوانان تشکیل بدم و آقای ممیزان هم گفتند شما اول یه نمایش بگذارید، بدون من، اونوقت اگر ادامه دادید منم هستم،ظاهرا یه بار قهر کرده بود و دوباره ایشون رو برگردونده بودن! خلاصه یه نمایشنامه ای بود از آقای سلیمانی فر نامی  به نام دیوانه که نوروز سال 43 توی باشگاه کارگران گذاشتند و اونجا اینقدر دور از دسترس بود که ما با بادیگارد می رفتیم ولی جمعیت زیادی برای تماشای نمایش اومدند ، از اونجا شروع شد و ادامه پیدا کرد. غزالی ادامه داد«ارحام‌صدر» به این فکرافتاد که سالن مجهز و مناسبی برای اجرای  نمایش های خود پیدا کند. که در نهایت سالن‌های زمستانه و تابستانه‌ی سینما پارس(واقع در خیابان حکیم نظامی حدفاصل پل فلزی تا چهارراه نظر) به این منظور انتخاب و بازسازی شد.اینجا بود که «تئاتر مکتب اصفهان»در دوره دوم خود با عنوان «کمدی،انتقادی» شکل گرفت و به نام « ارحام‌صدر»به ثبت رسیدودر این زمان بود که تابلوی سینما پارس به سینما تاتر پارس تغییر یافت.نمایش‌‌ها در این مکان آنچنان مورد استقبال قرار می‌گرفت که رکورد مدت زمان اجرای تئاتر در اصفهان و تهران که معمولا یک تا سه هفته بود را شکست و ازسه تا نه ماه بر روی صحنه رساند، و بلیط‌های آن نیز در اولین لحظات گشایش گیشه به فروش می‌رسید. بعداز اینکه تلویزیون ملی ایران چند نمایش از این گروه را ظبط ودر روزهای نوروز پخش کرد،استقبال از تئاترهای این گروه به حدی رسید که مشتاقان بسیاری از اقصی نقاط کشورو به ویژه تهران برای دیدار «تئاتر ارحام» به اصفهان می آمدند. هوشنگ حریرچیان از باز ماندگان گروه هنری ارحام می گوید : باور کنما آن زمان که در اصفهان تئاتر داشتیم ۳ برنامه را هر کدام ۳ ماه در اصفهان اجرا می‌کردیم و ۳ ماهی هم که تعطیل بودیم با ایام ماه محرم و ماه رمضان مصادف می‌شد. هر شب سالن پر بود و در ایام نوروز بلیط، بازار سیاه پیدا می‌کرد، ۵ تومان پول بلیط بود اما یک بلیط ۵۰۰ تومان در بازار سیاه فروش می‌رفت، ۵۰۰ تومان برای یک شب و یک صندلی خیلی پول بود. ۵۰۰ تومان آن موقع یعنی ۵ میلیون حالا. درتئاتر پارس، پورسانتی کار می کردیم که ۴۰ درصد برای سالن و ۶۰ درصد برای گروه بود تا ساعت ۸ شب، سالن کار سینمایی می‌کرد و بعد تئاتر .

آن موقع که پورسانتی شده بود، هر کسی بسته به کارش پوئن داشت و ۶۰ درصد درآمدی که بعد از دادن سهم سالن‌ دار می‌ماند بین پوئن داران تقسیم می‌شد. محقق اشاره کردما یه چیزی حدود 60- 70 تا نمایش رو اجرا کردیم، نمایش ها کمتر از 3 ماه روی صحنه نبودند و آخرین نمایشی که اجرا کردیم من می خوام بود که نه ماه روی صحنه بود سال 56 و اوایل 57 اجرا شد، وارد شدن به تئاتر اون موقع به این راحتی نبود و خیلی گزینه ها داشت ، آقای ارحام خیلی روی شخصیت و شغل و رفتار آدم ها حساس بود.

تا اینکه چند تن از سرمایه‌داران تهرانی و دست‌اندرکاران تئاتر در پایتخت به فکر انتقال این گروه به تهران افتادند که «ارحام صدر» به هیچ‌وجه آن را نپذیرفت و به ایشان گفت: اگر شما توانستید منارجنبان را به تهران ببرید،من هم به تهران خواهم آمد. «ارحام‌صدر» با تمام وجودش عاشق و شیفته‌ی اصفهان و اصفهانی بود.

این مطلب در شماره 213 هفته نامه اسپادانا در تاریخ 1393/11/21 به چاپ رسید
ادامه این مطلب در شماره های بعدی این هفته نامه چاپ خواهد شد.

مطالب پیشنهادی :

نظرات بسته شده است .